العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
537
شرح كشف المراد ( فارسى )
و نكته ديگرى كه مباحث فوق بر آن مبتنى است اينست كه در باب نواهى دو مبنا است : 1 - نهى هم دلالت بر طلب دارد و متعلق آن مثل امر طلب است . 2 - نهى معناى طلبى ندارد بلكه به معناى زجر و ردع از فعل است و لازمهء عقلى آن بالتبع طلب الترك است و هذا هو الحق ، دوباره گروه اوّل اختلاف دارند كه آيا مطلوب به نهى مجرّد الترك و نفس ان لا تفعل است كه يك امر عدمى است و يا مطلوب به نهى كف النفس عن الحرام است كه امر وجودى است ؟ حق قول اول است و در جاى خود يعنى مباحث اصوليه اين نكات بايد تعقيب شود . مطلب سوم : در نيت عمل است و آن اينكه فعل واجب يا مستحب يا فعل ضد قبيح و يا اخلال به قبيح بقول مطلق موجب استحقاق ثواب نيست بلكه شرطى هم دارد و آن شرط عبارتست از اينكه : فعل واجب را براى خاطر وجوب آن و يا وجه الوجوب انجام دهد يعنى محرك و داعى او از انجام اين كار قصد قربت باشد يعنى چون خدا واجب كرده انجام مىدهد فى المثل روزه را به داعى قربت و تعبدا انجام مىدهد نه اينكه محرك اصلى او اين باشد كه چون روزه موجب سلامتى انسان مىگردد روزه بگيرد و شعارش اين باشد كه : صوموا تصحوا ، همچنين فعل مندوب و مستحب را براى خاطر استحباب آن يا لوجه الاستحباب انجام دهد يعنى نيت او اين باشد كه خدا يا چون تو فلان عمل را بر من مستحب نمودى من به قصد قربت به تو انجام مىدهم فى المثل غسل جمعه را براى مصلحتى كه در آنست انجام مىدهم نه براى پاكيزگى جسمانى و گرنه ثوابى ندارد و قرآن مىگويد : وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ و همچنين ضد قبيح را كه انجام مىدهد يا اخلال به